آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
توسط بابک در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388
اسباب‌کشی
خیلی وقت میشه که اینجا نه چیزی نوشته بودم نه حتی به اینجا سر زده بودم.... می‌گذارم این گرد و غبار همینجا دست نخورده باقی بماند... اما....
بالاخره بعد از چیزی حدود ۷ سال زندگی مجازی و نوشتن در وبلاگ‌های اجاره‌ای متفاوت خودم صاحبخانه شدم

به طور کلی به اینجا اسباب‌کشی کردم

اگر از طریق فید نوشته‌های مرا می‌خواندید لطفاً این آدرس جدید رو اضافه کنید http://feeds.feedburner.com/baabak


لبخند و زندگی
ارسال شده به من و اطرافم توسط بابک در تاریخ شنبه 28 شهریور 1388

این روزها همه دنبال این هستند که مقدار فطریه خودشان را مشخص کنند و به دست کسی برسانند که به خوبی ازش استفاده کند، و هرسال در روز فطر استگاه‌هایی در تمام شهرها و در مساجد و اماکن دیگر هستند که فطریه‌ها را می‌گیرند و همه هم با خوشنودی فطریه خود را تقدیم می‌کنند!

اما چقدر مطمئن هستید که این مبلغی که شما پرداخت کرده‌اید به دست صاحبش می‌رسد در حالی که هزاران دانش‌آموز هرسال بدون دفتر و کتاب و لباس به مدرسه می‌روند، در حالی که هرسال هزار دانش‌آموز در مدرسه‌هایی درس می‌خوانند که کمترین امکانات مدرسه را ندارد، در حالی که هزاران کودک از بیماری‌های گوناگون رنج می‌برند، هزاران کودک در فقر به سر می‌برند و نمی‌توانند داروهای گران قیمت بیماری‌ خود را تعمین کنند، هزاران نفر هنوز زیر خط فقر به سر می‌برند، هزاران روستا بدون امکانات به سر می‌برند، و خیلی چیزهای دیگر !!!

چه خوب است حالا که همه با رضایت تمام و نیت پاک این مبالغ را اهدا می‌کنند به جایی اهدا کنند که بتوانند تأثیر کمک حتی کوچکشان چقدر در روند زندگی یک نفر می‌تواند تغییر ایجاد کند را ببیند، بتواند بازگشت خنده را به لب‌های یک نفر ببیند که خوشحال است که هنوز کسانی هنوز به فکر انها هستند و فراموششان نکردند.....

بی‌آیید هرکس مؤسسه معتبری را که می‌شناسد و مطمئن هست معرفی کند تا امسال شاهد لبخندهای بی‌شماری باشیم که برلب‌های انسان‌های زیادی می‌نشیند، تا شاهد باشیم که با حتی یک هزار تومن زندگی یک نفر چقدر می‌تواند شیرین شود، شاهد باشیم که چند هزارتومن چقدر می‌تواند در روند زندگی یک نفر تأثیر داشته باشد...

من این مؤسسات رو معرفی می‌کنم چرا که بعلت بیماری مادرم بصورت مستقیم با آنها درگیر بوده‌ام و می‌دانم پولی که اهدا می‌شود دقیقاً در جای صحیح خرج می‌شود و دیده‌ام که چه خنده‌های بی‌شماری توسط همین مبالغ نا چیز بر لب‌های استفاده کنندگان از آنها می‌نشیند و دیده‌ام که چه زندگی‌هایی با این مبالغ ناچیز شیرین می‌شود

مؤسسه خیره  بهنام دهش‌پور که توسط بهنام دهش‌‌پور در بیمارستان شهدای تجریش تأسیس شده است که از جمله درمانگاه‌هایی هست که  به صورت کاملاً رایگان به بیماران سرطانی خدمات درمانی ارائه می‌دهد.

مؤسسه خیره محک ( مؤسسه حمایت از کودکان سرطانی ) که آوازه کارهای نیکش در این سال‌ها به گوش همه رسیده است، این مؤسسه با همین کمک‌های مردمی بیمارستانی کاملاً مجهز به تجهیزات روز پزشکی احداث کرده‌است و از جمله مؤسساتی هست که خدمات و کارهای آن فقط جنبه داخلی ندارد و در دنیا هم کارهای زیادی انجام داده است و خدمات به بیماران کودک را کاملاً رایگان ارائه می‌دهد.

بنیاد امور بیماری‌های خاص که آنقدر شناخته شده هست که نیازی به معرفی ندارد، فقط کافیست که به یاد آن جمله‌ای بیفتیم که آن کودک در تلوزیون می‌گفت : هم‌اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم .

مؤسسات خیره دیگری هم هستند که من خودم به شخصه از نزدیک با آنها درگیر نبوده‌ام اما اگر شما هم آنها را می‌شناسید معرفی کنید تا لبخندهای بیشتری بر لبان بیشتری بنشیند


و اکنون من بدرقه‌ات می‌کنم
ارسال شده به شعرهای من توسط بابک در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1388

روزهای بی‌پایان
سال‌های بی‌باران

و تو در جاودانگیِ مطلق
نشسته‌ای هنوز
و مرا یارای بدرقه کردن‌ات نیست

- ای بی‌پایان -

کنون به یاد می‌آورم
آخرین دیدار را
آخرین لبخند را
و آخرین سیگار را
که من افروختم برای تو؛
- نگاه‌ات بدرقه‌ام کرد
      در مسیری بی‌انتها -
 و اکنون من بدرقه‌ات می‌کنم
ای خفته در جاودانگی
ای خفته در همیشگی
تو بی‌پایانِ منی
و من امتداد تو


آرزوهای ما محال نیست
ارسال شده به روزهای خاکستری توسط بابک در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1388

آرزو می‌کنم
چشم‌هایم را به زمین می‌دوزم
و آروز می‌کنم

تو را چه باک
     از آرزوهای سر در گمِ من؟
- از اشک‌ها، لخندها، فریادها؟ -
تو را چه باک
    از صدای بی‌پناه من
- صدای بی‌پناه ما -
در زیر آفتاب
در خیابان

تو را چه باک
هنگامی که می‌گویی
آرزوهای ما محال‌های ناممکن است؟

من محال‌ها را آرزو می‌کنم
آرزوهای ما محال نیست


بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری
ارسال شده به من و اطرافم توسط بابک در تاریخ شنبه 6 تیر 1388

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد “تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام نباشد، آزاد است” رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی

بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی


این هفته که گذشت
ارسال شده به روزهای خاکستری توسط بابک در تاریخ شنبه 30 خرداد 1388

این هفته که گذشت انگار یک عمر گذشت، انگار که نمی‌خواست تمام شود....

یک نسخه از آهنگ ای‌میهن رو ضبط کردیم با پویا، شاید نیمی از حس و حالِ این روزهای من باشد.
شعرِ این آهنگ از ابولقاسم لاهوتی هست که قبلاً محمدرضا شجریان هم این آهنگ را خوانده است.
سعی کردیم یک نسخه فولک از این آهنگ رو ضبط کنیم و البته خب خیلی اشکالات هم حتماً دارد، در هر حال این اولین کارِ ضبط شده‌ای هست که پخش می‌کنیم و اینکه از تجهیزات معمولی و در خانه ضبط شده است.

 

نسخه کیفیت بالا ۱۹۲ حدود ۴ مگابایت :

هاست 4shared
هاست Google

 

نسخه کیفیت پائین ۱۲۸ حدود ۳ مگابایت :

هاست 4shared
هاست Google


اولین آهنگ ضبط شده
ارسال شده به من و خودم توسط بابک در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388

این یک دقیقه‌ی اول آهنگِ جدید از ۳تا آهنگی هست که تا حالا آماده کردم...
دارم کم‌کم شروع میکنم که آهنگ‌ها رو تکمیل کنم و ضبط کنم...
البته هنوز خیلی کار داره، این یه دمو هست و هنوز کامل نشده!


Powered by Podbean.com


در آغوشِ تو
ارسال شده به شعرهای من توسط بابک در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388
در کنارِ تو
در آغوشِ تو
خوابیدن؛ آرامیدن
وَه، چه رؤیای گستاخانه‌ای

رطوبتِ عشق را
از میانِ گیسوان‌ات به درون کشیدن
برای زنده کردن جریانی مرده در وجودم
وَه، چه حسِ محترمانه‌ای

در کنارِ تو
در آغوشِ تو
یافتن، تکرار شدن
تکرار شدن، تکرار شدن، تکرار شدن
تا بی‌نهایت، تا بی‌نهایت




هنوز یک چیزی اینجا جای‌اش خالی‌ست...
ارسال شده به بعضی‌وقت‌ها و بعضی‌چیزها توسط بابک در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388

بعضی‌وقت‌ها می‌خواهم این جای خالی را پُر کنم؛

اما تا تصمیم بگیرم، تا با خودم کنار بیام، تا خودم رو جمع و جور کنم، می‌بینم که هنوز یک چیزی اینجا جای‌اش خالی‌ست...

میدونی: بعضی‌وقت‌ها، بعضی‌چیزها را نمی‌توان ناگهانی انتخاب کرد... باور کن نمی‌شود!



اما باهار نمی‌آید باز
ارسال شده به من و روزهایم توسط بابک در تاریخ پنجشنبه 29 اسفند 1387
شب؛
از پشتِ پنجره
سر می‌جنباند
هوهو می‌کشد
چَشم می‌گرداند
دید می‌زند مرا

مهتاب؛
با دهانی بسته
فریادی فروخورده
نگاهی تنها مانده
روی می‌گرداند
چشم می‌پوشاند

در باغ؛
در باغچه‌یِ نومید
زمستان خفته
اما باهار نمی‌آید باز
اما باهار نمی‌جنبد باز


باد
می‌گردد
حِی می‌کند
لاس می‌زند با بید
دست می‌کشد بر خاک
فریاد می‌زند در گوش مهتاب

اما باهار باز نمی‌آید
اما باهارِ خسته، باز نمی‌آید


- بابک، ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ -



این بادهای تُند روزهای آخرِ اسفند باز هم یادم می‌آورد که یک سالِ دیگر گذشته است، می‌گوید باهار در راه است. یادم می‌آورد خانه‌ها شسته‌سست، دل‌ها رُفته‌ست؛ تا دو سه روزِ دیگر باهار می‌آید. اما دلِ خوش سیری چند؟
این ابرهای سفید دَرهم و برهَم توی این آسمون آبی، باز هم این حِسِ از دست دادنِ وقتی دیگر را می‌آورد با خود، و این جوانه‌های کوچکِ سبز شده بین سنگ فرش‌ها، گوشه‌های جدول خیابان‌ها، لابلای پل‌ها، اینجا گوشه‌ی باغچه، باز هم حرفی می‌خواهند بزنند و من نمی‌فهمم چه می‌خواهند بگویند.

آری باز هم باهار می‌آید و یک سال دیگر تمام می‌شود و یک سالِ دیگر شروع می‌شود...


با آرزو‌ها خوب، آرزوی سلامتی، موفقیت، شادی، سرافرازی برای همه دوستان؛

                                                                      سال نو مبارک

پ.ن: فردا صبح مثلِ هرسال می‌رویم سری به دیارمان بزنیم ( منظور همان دهاتمان است )، سال تحویل را نیستم، و باز هم مثلِ هرسال این پست یک روز زودتر فرستاده می‌شود

پ.ن: امسال به بیشتری‌ها ایمیل زدم، اگر کسی را فراموش کردم ببخشید.

پ.ن: احساس می‌کنم با این شعر کمی سخت به استقبالِ باهار می‌رویم، اما این حسِ حالِ حاضرِ من‌است!

پ.ن: باز هم سالِ نو مبارک، همراه با بهترین آرزوها


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>




من آواز‌ام را سر خواهم داد
در دنیایی که دوست‌اش خواهم داشت
با نامِ تو
ای آبادیِ خشک و بی‌حاصل

شناسنامه کامل من...

یاداشت‌های آخر

برچسب موضوعات

بایگانی

پشتیبان


لیست وبلاگهای به روز شده

Podbean.com

Powered by FeedBurner



تمامی محتوای این وبلاگ متعلق به نویسنده می‌باشد
استفاده از تمامی یا بخشی از محتوای این وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است

تعداد بازدیدکنندگان : 48372