X
تبلیغات
رایتل

دلم یک بطری شراب می‌خواهد...

1387/01/25 ساعت 00:14

دلم می‌خواهد امروز که از این میدان می‌گذرم، آنطرف‌اش دیگر همان خیابان همیشگی نباشد، پراز خاطره، پراز یادها و یادبودها، پراز احساسات غیرقابل کنترل نوستالوژیکی که همینطور یکدفعه و بی خبر سرریز می‌شوند؛

باور کن، دنیا آنطورها هم که می‌گویند نیست، خب؛ این قانون است دیگر، و قانون هم قانون است، نمی‌شود زیرِ پا گذاشت‌اش!
؛ بعضی‌ها برای بلعیده شدن هستند و بعضی‌ها برای بلعیدن، و بعضی‌ها هم مثلِ امثال ما برای...

دلم یک بطری شراب می‌خواهد، شراب تلخ و گس، دلم می‌خواهد گوشه‌ای بیافتم ، خسته و مست و منگ و نتوانم به هیچ‌چیز فکر کنم...
دلم یک بطری شرابِ مرد افکن می‌خواهد...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo